محمد رضا واليزاده معجزى
125
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
نوكرى و سرسپردگى خود به دولت انگلستان بود [ . . . ] . نگارنده بيم از آن دارد كه بر حجم كتاب افزوده شود و الا فهرستى از مبالغ ثروت شيخ را در اين تاريخ مىنوشتيم كه خوانندگان محترم تصديق فرمايند كه غرور و بىاعتنايى شيخ نسبت به دولت مركزى و طرح نقشه استقلال با توجه به ميزان توانگرى و ثروت و دارايى و قدرت او زياد هم غيرمنتظره نبوده است . سردار سپه كه در اين هنگام رئيس الوزرا و وزير جنگ و فرمانده كل ارتش ايران بوده [ . . . ] نمىتوانست در مورد خوزستان كه از اقطار عظيميه اين مملكت و ايالتى زرخيز بود چشمپوشى [ نموده ] و آن را همچنان در قبضه اختيار و اقتدار شيخ خزعل و به حال خود رها سازد و با اينكه مقارن اين احوال گرفتاريها و درگيريهاى ديگر از قبيل : جنبش جمهورىخواهى و پيش نرفتن آن ، كشته شدن مستر امبرتى كنسول « 1 » آمريكا ، استيضاح اقليت مجلس و از همه مهمتر احتياج شديد دولت به پول وجود داشت ، او روزبروز بر كوششهاى خود مىافزود و دايره اصلاحات را توسعه مىداد و كارهاى تازهاى را شروع مىكرد و پادگانها و واحدهاى انتظامى را [ . . . ] تقويت مىكرد و در تجديد تسليحات و تجهيزات آنها مىكوشيد و براى همه اين كارها احتياج به پول داشت . دكتر ميلسپو مستشار مالى ايران در كمال جديت مشغول وصول ماليات عقبافتاده بود و من جمله حساب ماليات شيخ را رسيده بود . مشاراليه مبلغ چهارصد و سى هزار تومان بابت ماليات عقبافتاده به خزانه دولت بدهكار بود . دكتر ميلسپو كه جهدى وافر در مسأله وصول ماليات داشت به يوسف خان مفخم السلطنه رئيس ماليه خوزستان تلگرافى مخابره نمود كه بدهى خزعل را به حيطه وصول درآورده و زودتر به مركز بفرستد زيرا دولت براى اصلاحات مملكت احتياج مبرم به پول دارد . همينطور درخصوص املاك خالصهاى كه در دست او بود نيز تاكيد شده بود كه مشاراليه املاك مزبور را كه از بهترين املاك خوزستان بودند به مأمورين ماليه تحويل دهد . مفخم السلطنه با هزارگونه ترس و لرز عين تلگرامها را به خزعل نشان داد . شيخ خزعل كه از مدتها پيش براى تجزيه خوزستان طرحها و نقشهها ريخته بود و ضمنا به اين نكته توجه داشت كه زمامدارى سردار سپه با گذشتگان تفاوت دارد و او را به حال خود رها نخواهد ساخت كه در خوزستان بساط سلطنت بگستراند و روى اين اصل در باطن كينه او را در
--> ( 1 ) . اصل : قونسول .